باخرز از دیرباز دانشمندان و ادباء بسیاری در خود جای داده است و این شهر که در زمانی مرکز علم و دانش و فرهنگ بوده است بزرگانی در زمینه های مختلف سیاست و ادب و عرفان و هنر به کشور ایران تقدیم نموده است . در اینجا نام چند تن از این بزرگان و مختصری در احوالشان ذکر می نمائیم :
کانال طي باد.....
1- سیف الدین ابوالمعالی سعید بن مطهر باخرزی مشهور به شیخ العالم او در شعبان سال 586 در باخرز متولد شد و پس از تحصیل فقه و حدیث نزد مشاهیر آن عصر به خوارزم به خدمت شیخ نجم الدین کبری رسید و سپس شیخ او را به بخارا فرستاد و در آنجا به ارشاد خلق مشغول بود . شیخ معاصر منکوقاآن و هلاکوخان مغول بوده و بسیار مورد احترام ایشان قرار داشته است . شیخ در سال 659 وفات یافت و در فتح آباد بخارا به خاک سپرده شده بعدها امیر تیمور در سال 788 بقعه و آرامگاهی عالی بر قبر او بنا نمود . سخنان شورانگیز و اشعاری از او به یادگار مانده است . ای مردان هو ، وای جوانمردان ، هو مردی کنید و نگاهدارید سرکو ور تیــر آیــد چنانکـه بشکـاف مــو زنهار که از دوست نگردانی رو 2- ابوالمفاخر یحیی باخرزی او نوه سیف الدین و از علماء بزرگ عصر خویش بود و درسال 736 در بخارا وفات یافت و از تألیفات او «اوراد الاحباب » میباشد..

3- ابوالقاسم ، ابوالحسن ، علی ابن الحسن بن ابی الطبیب باخرزی مورخ و ار ادباء و شعراء و نویسندگان و از مردم باخرز خراسان است که به وزارت سلاجقه رسید ، او صاحب کتاب ( دمیه القصر و عصره اهل العمر ) میباشد که در آن شرح ادبای عصر خویش را آورده است و نیز او را دیوانی است . او بالاخره در اندلس کشته شد . در کتاب لباب الباب در مورد علی بن حسن باخرزی آمده است . مسکین علی حسن که از شوم کارزار بی جرم چون حسین علی کشته گشت زار شیری بـد او که بــود ادب مرغـزار او گر کشتــه شـد عجـب نبــود شیــر مرغزار..

4- ابونصر احمدبن حسین باخرزی ادیبی موجه بود . صاحب دمیه القصر درباره او میگویند : ابونصر از مفاخر باخرز است ، او را شهر لطیف و ادبی نغز است . امیر بیغوا حسن بن موسی در خراسان وی را بوزرات برگزید و او در قریه بنداشیر کشته شد..

5- عبدالواسع نظامی باخرزی از دانشمندان سده نهم هجریست او فرزند جمال الدین مطهر باخرزی است و نسب او به سادات نیشابور می رسد . عبدالواسع باخرزی با امیر علیشیر نوایی و عبدالرحمن جامی مأنوس بوده و جامی به او علاقه ای شدید داشته است که بر اثر فضل و دانش او ، بهارستان را پس از تألیف به او سپرده و از او خواهش بازخوانی و اصلاح آن اثر را کرده است . او یکی از دانشیان پرکار روزگارش بوده و آثاری از خود به نظم و نثر به یادگار گذاشته است که از این قرارند : دیوان اشعار ، خاتمه مطلع سعدین ، جامع البدایع سلطانی ، منشاء الانث و مقامات جامی . او در سال 909 هجری در گذشت..